اِشکَفت

سلام خوش آمدید

8

عمه جون اگه میدونستی همه چقدر منتظر اومدنتن 6 ماهه به دنیا می اومدی اما بهت حق میدم اگه بخوای همه ی 9 ماه فرصتتو توی شکم مامانت بمونی و مارو هرلحظه بیشتراز قبل مشتاق به دیدنت کنی! آخه میدونی؟! منو هم اگه میذاشتن بیشتر اون تو میموندم! مگه جایی گرم و نرم تراز شکم مامانا وجود داره؟! هرچقدر دلت میخواد به ملودیه روده ها گوش بده و ذوق کن بابت بوسه هاییکه بابا رو شکم مامان میزنه و به تو القا میشه! اون تو که هستی خیلی با ارزشی! مامان آروم راه میره و بابا با دقت تر رانندگی میکنه که اذیت نشی! مامانبزرگ برات قورمه سبزی درست میکنه تا مزه مزه کنی و یادت نره که عضوی از خانواده ی ب... شدن یعنی قورمه سبزی دوست داشتن! بابابزرگ مرتب حال عروسشو میپرسه و بهش سرمیزنه! همش به خاطر وجود تویه فسقلی که الان فک کنم دیگه اندازه ی کف دستم بشی :)) عمو هم که بی صبرانه منتظره باهات تیم فوتبال دستی تشکیل بده :)))  کافیه یه لگد بزنی تا همه چشماشون قلبی بشه :) دخدررر هیچ حواست هست کلی خاطرخواه داری این بیرون؟!

عمه جون ببخشید که هنوز اسم نداری!! 
این همه وسواسمونو بذار به حساب دوستداشتن زیادمون :) بوس به کلت!
  • مِلیـ ــچَک