قرارمون دو هفته یه بار بعداز ظهر جمعه با ویوی تافه!! دیروز که از خواب بیدار شدم هوا ابری بود! دلم گرفت که نکنه فراموش کرده قرارمونو اما نه! تا قبل از ظهر هرجور شده خودشو رسوند به حیاطمون! وقتی تو حیاطمونه یعنی توی تاف هم هست!!با ذوق بعداز دو هفته روبروی آینه ایستادم و با موجودی وحشتناک روبرو شدم:)) از لبو به هلو تبدیل شده و راهیه روستا شدیم :)
تاف جان! به برفات بگو آب نشن تو همینجوری قشنگی لعنتی!!
+اقلام زیر آتیش: 5 عدد بادمجان! 5 عدد سیب زمینی! یک عدد پیاز!
+اقلام روی آتیش: سه عدد سوسیس! چای! نان ساجی!
+یادش بخیر! اونموقع ها که پیاز ارزون بود بیشتر با خودمون میبردیم :/
