اِشکَفت

سلام خوش آمدید

169

خواب دیدم یه خواب عجیب :/

یه پسره که اصلا نمیدونم کیه و چرا یهو پریده وسط خوابم یهو وارد خونمون شد گفت چرا پس با من نامزد کردی؟!!!!! منو میگی روحمم خبر نداشت چشمام چهارتا شده بود!! ولی مامان اینا خبر داشتن!!! اومدم فرار کنم طرف خیلی مجنون بود من یه قدم برمیداشتم اون دو قدم برمیداشت!! جلدی پریدم تو اتاق و درو قفل کردم! محکم به در میکوبید و زار زار گریه میکرد!! عین چی ازش میترسیدم و از طرفی احساس میکردم یه نفر دیگه رو دوس دارم ولی نمیدونستم اون یه نفر دیگه هم کیه!!! نبودین ببینین چه وضعیت شیر تو شیری بود!! بعداز مدت زیادی که گذشت مامان اومد پشت در بهش گفت پسرم بلند شو برو خونتون هلاک شدی!!!!!!! پسرممم! پس خیلی وقته نامزد کردیم!! بعدشم در اتاقو باز کرد! متاسفانه خوابای من همیشه پایان بازن!!!! تازه قرار بود کلی سوال از مامان بپرسم لعنتی!!  

 

+استیکرِ اون دختره که با دستش کوبیده رو صورتش!!! :///

  • مِلیـ ــچَک

نظرات (۴)

چه خوابای سینمایی و جذابی!

چه ذهن خلاقی!

پاسخ:
دیدی توروخدا؟! ایندفعه شخصیتای جدیدی وارد خوابم شده بودن
تازه یه بار خواب دیدم نقش اول فیلم ماتریکس بودم انگار! یکی اومده بود کل خانوادمو کشته بود بعد من اگه اونو میکشتم خانوادم زنده میشدن خیلی خفن بودم اونجا :)))))))))))

فیلم زیاد میبینی ؟

پاسخ:
ربطی به فیلمایی که میبینم ندارن آخه!!!!

فکر میکردم فقط مغز من چتیه:))

پاسخ:
:))))))))))
توهم؟!! نبودی کجا بودی ماتیلداجون 

من چند وقت یبار دچار فراخی در نوشتن میشم میرم حالم خوب میشه برمیگردم:دی

پاسخ:
خوش برگشتی :*