عاقا من باز خواب دیدم
چیپس و پفکاتونو بیارید تا براتون تعریف کنم :))))))))))
نه شوخی کردم ایندفعه سینمایی طور نیست!!
باشگاه بودم ورزش میکردم یه دفعه صدای گوشیه یکی بلند شد! واویلا سنسی عصبانی شد که چرا گوشیاتونو خاموش نکردین و فلان و بهمان! داشت فحشمون میداد طبق روال همیشگی!!! که من با خودم گفتم عه صدای زنگش چقدر آشناست این که مال منه! اوس گرفتم از تاتامی بیرون اومدم و رفتم به سمت کیفم دیدم که بهله واسه من بوده! خیلی ریلکس طور زل زدم تو چشمای سنسی گفتم خب چیه؟! من دکترم شاید بیمارم تو وضعیت بحرانی ای باشه!!!!!!
نخندین عه! :))))))))
صبح داداشم به محض اینکه چشماشو باز کرد واسش تعریف کردم! این داداش من تا به صورتش آب نزنه حرف نمیزنه! نهایتا جواب سوالارو با اممممم اووووم جواب میده! براش که خوابمو تعریف کردم سایلنت طور وسط خونه میرقصید هر هر میخندیدیم من و مامان :)))))))
+که شادی آنِ من باشد ^_^
****
بین پست 169 و 174 من یه خواب دیگه هم دیدم این چند روز! اون بود من بودم یه عالمه آدم دیگه هم بودن! اون زل زده بود به من نگاش که میکردم لبخند میزد! ازش میترسیدم! اولین بار بود که تو خوابم ازش میترسیدم! عکس العملم حتی تو خواب برای خودمم عجیب بود! همینطور که منم تو چشماش نگاه میکردم دستامو گذاشتم رو زمین و سر خوردم عقب! یجورایی انگار رفتم تو تاریکی!!! لبخندش رفت! حالا من میدیدمش اما اون نه! دیگه نمیترسیدم!!!!

سنسی چیه ؟