به سلیقه ی برادرم
http://dl.teh-dl.ir/farvardin94/Sattar%20-%20Baraye%20Bato%20Boodan.mp3
پیـ نوشت: بعضی وقتا دوس دارم عین یه مرد یه دخترو دوست داشته باشم مخصوصا اونجا که میگه
"موهاتو میبافی ببین دونه دونه وا میکنم"
به سلیقه ی برادرم
http://dl.teh-dl.ir/farvardin94/Sattar%20-%20Baraye%20Bato%20Boodan.mp3
پیـ نوشت: بعضی وقتا دوس دارم عین یه مرد یه دخترو دوست داشته باشم مخصوصا اونجا که میگه
"موهاتو میبافی ببین دونه دونه وا میکنم"
امروز داشتم میگفتم
_یعنی چی که دخترا عکسشونو رو پروفایلشون نمیذارن مگه میخورنشون؟
یکی که خیلی برام عزیزه گفت
_آره میخورنشون!!
_مگه منو خوردن حالا چند ساله که عکسم رو پروفایلمه؟!!
_ آره تورو خوردن تُفِتم کردن!!!
اونقدر دلم شکست اونقدر رنجیدم از حرفش که هنوزم دارم بغضمو قورت میدم و تمومی نداره! چطور میتونه همچین حرفی بزنه؟! چطور؟! بعدا گفت که شوخی کرده اما همه ی آدما حرفایی که از ته دلشون میاد و نمیتونن جدی بگن رو به شوخی میگن تا دردش کمتر باشه اینو هممون قبول داریم! ولی دردش کمتر نمیشه! هیچ نمیشه!
بدِ ماجرا اینجاست که من خیلی وقت بود سعی میکردم اینجوری به قضیه نگاه نکنم ولی انگار با پتک کوبوندش به صورتم واقعیت رو
+چرا باید اطرافیانم اینقدر سطح فکرشون .... باشه؟!
آهاااا آهاااااااااااااا :)))
http://irsv.upmusics.com/Downloads/Musics/Mohammad%20Heshmati%20-%20Sang%20O%20Shisheh%20(320).mp3
تا همین دیروز فکر میکردم حداقل 6 یا 7 سال ازم بزرگتره! داشت با خواهرش حرف میزد که اسم مدرسه رو شنیدم یهو خیلی غیرقابل کنترل گفتم مدرسه؟!!! گفت آره سال آخرم!!! خودشو خواهرش زدن زیر خنده منم به طبع خندیدم اما حس کردم ناراحت شد! عذر خواهی کردم! حس کردم بیشتر ناراحت شد! میخواستم بازم عذر خواهی کنم جلوی خودمو گرفتم! بریدایِ الاغ (الان یکی میاد میگه به خودت فحش نده خودتو دوس داشته باش :/ ) نمیبینی کم مونده بزنه زیر گریه؟!! من وقتی یه گندی میزنم باید سریعا محل رو ترک کنم مگرنه هی بیشتر فرو میرم!!!
خواهرش پوست خیلی روشنی داره قد بلندی داره، لاغرتره و از لحاظ سنی بزرگتره! ولی خودش پوست خیلی تیره ای داره قد کوتاهی داره و چاقه! خیلی خیلی عجیبن! گفتن که 5 تا بچه هستن! سه تاشون مثل خواهر بزرگتره از ژن مادرشون بیشتر بهشون ارث رسیده و دوتاشون مثل خواهر کوچیکتره از ژن پدرشون!!
من اگه جای کوچیکه بودم افسرده میشدم یعنی اون به این چیزا فکر نمیکنه؟!!
+بریدا تو حرف نزنی نمیگن لالی!!!
+اصلا تو یکی نخواه که ارتباط برقرار کنی!!!
یکی از سوال های فوق حرفه ای من در خواستگاری ها که ساعت ها برای طرح کردنش منو زنداداشم فسفر سوزوندیم :دی اینه که " اومدیمو غذای من سوخت شما چه عکس العملی به این قضیه نشون میدین؟!" خب بشنویم افتضاح ترین جوابی که تا حالا شنیدم "عصبانی نمیشم!!!!صبر میکنم تا دوباره درست کنید"
وِی صداقتش ستودنی بود :)) وِی رد شد :)) وِی پس از این پاسخ حتی موفق به تک ماده هم نمیشد :)))
پیـ نوشت: پاسخنامه تشریحی "دنیا که به آخر نمیرسه! میریم بیرون یه چیزی میخوریم تازه خوش هم میگذره" :)))
+این سوالو من اون اوایل میپرسیدم الان حتی اعتقادی به غذا درست کردن ندارم :)))))
تحت جوِ اینستا رفتم یکم اطلاعات جمع کنم درمورد سیکس پک و اینا! کلی مربی رو به حرف گرفتم! همینطور که اون میگفت من تو ذهنم از شیرینی خوردن و غذاهای خوشمزه گذشتم! از آخر شب خوابیدن گذشتم! از یه ساعت اضافه تر درس خوندن گذشتم! فارغ از اینکه گوشی ندارم شش ماه بعد رو تصور میکردم که روبروی آیینه ایستادم و درحال عکس گرفتنم که یهو پرسیدم خب هزینه ی برنامه ای که مینویسین چقدر میشه؟ ایشون فرمودن برنامه ی اختصاصی سیکس پک .... تومان! برنامه ی تغذیه ی متناسب .... تومان! مکثی کردم و گفتم البته زیادم مهم نیست آدم سیکس پک داشته باشه! چه کاریه اصلا؟!! -_-
+بااینکه قول داده بودم دیگه سرِ خرمو کج نکنم اما کردم!! :))
+من تازگیا فهمیدم که چقدرررر پکِ یکچارچه دوس دارم اصن :)))))))))))
+جنون ورزش ://
+واسه من همون آدمک تمرینی رو بخرین کافیه! مرسی اه ^_^
میدونم اسپویل کنندگان از جهنمیان اند! اما اونقـــــــــــــدر از کور شدن جرلامرال خوشحالم کم مونده پاشم برقصم^_^
باباواسِ لعنتیه جذاااااااااااااب*_*
#SEE
همیشه پایانِ خوش فقط به هم رسیدن نیست! ممکنه تو یه خداحافظی درست و حسابی باشه :)
چارلی چاپین چی میگه: میگه که "همیشه آخر همه چیز خوب میشه! اگه نشد بدون آخرش هنوز نرسیده!!"
+نقطه سرِ خط :))
هرشب این موقع به خودم قول میدم از فردا شب ساعت دوازده خواب باشم :///
هرشبم خسته نمیشم باز قول میدم!!!
مامان قرار نیست تا شنبه بیاد!!! و این یعنی خوردن غذاهای چربِ برادر! یک وعده در روز به مدت یک هفته! شستن ظرف ها و نوبتی مسموم شدنمان :)))))
+اَبِلالِه ابلاله
ببینین کی بعداز مدتها گذاشته موهاش فر بشن^_^
من نمیدونم وقتی اینقدر با فر شدنشون خوشحال میشم چرا نمیذارم فر بشن!!!! :/
بله از اتاق فرمان اشاره میکنن که اونجوری موهات زیر روسری پُف میکنه!!!
+از صبح تا حالا دارم بپر بپر میکنم *_*
تو فرض کن سوریه ای یا فلسطینی، با بدن خونین می روی اورژانس بیمارستان.
می بینی یکی ساق و سالم نشسته روی صندلی. او ایران است...
چهره ی خونین ات را می بیند، دلش می سوزد. می گوید : امیدوارم زود خوب شوی.
و تو از او می پرسی: شما که سالمی، چرا اینجایی؟
و ایران به تو می گوید: "سرطان دارم!"
_علی رضا روشن_
+من اینو تو وبلاگ کیلگ خوندم دیدم نمیشه تو آرشیوم نباشه واقعا!! علیرضا روشن خعلی آدم خفنیه ولی تو گوگل تا "علیرضا رو" رو ننویسی اسمش بالا نمیاد! قبل از اون طلیسچی، جهانبحش، قربانی و بیرانوند میان :/ خب دقیقا از همینجا سطح دغدغه امون معلوم میشه :))))
همونقدر که من بوسیدنِ گردنِ پنبه رو دوس دارم مامان هم بوسیدن گردن منو دوس داره! حتی شاید بیشتر! ولی من قلقلکم میاد و خیلی وقت بود که مامان اقدام به بوسیدن میکرد و من از زیرش درمیرفتم! شاید یک یا دوماه بود که به خواستش نرسیده بود :))) امروز قبل از اینکه برای نماز صبح بیدارم بکنه پاورچین پاورچین به تختم نزدیک شده بود و به خواستش رسیده بود :)))) ظهرم باز حواسم نبود شکارم کرد :))))))))) عین بچه ها ذوق میکرد و به اینکه من به خودم میپیچیدم و مورمورم میشد عش عش میخندید :))))))))))))
+به همه ارث میرسه به منم ارث میرسه :دی
دو ماه پیش همینجوری دمِ سفرش صدام زده بود و کنار خودش نشونده بود! اول از طلب هاش گفته بود و بعدتر از بدهکاری هاش! طلب هاش بدهکاری هاشو صاف میکردن حتی یه چیزی اضافه تر برای ما هم میموند! تا بوده همین بوده! شماره کارت طلب کارا رو برام گذاشت و سپرد که به موقع پرداخت کنم! تمام مدت لبخند میزدم و میدونستم که برمیگرده برای همین سخت بود حفظ کردن بدهکاری هاش! سخت بود چون نیازی نبود چون خودش میومد و پرداخت میکرد! اما الان همه رو حفظم! حفظم که باید از شوهر عمه بگیرم و به حساب آقای مومنی بریزم! به آقای شعبان کوچیکه پول خودش و شعبان بزرگه رو بدم اون خودش پول شعبان بزرگه رو میزنه به حسابش! و... الان میدونم که یک ماه خیلیه برای ندیدنش! یک ماه خیلیه که کسی منو با صدای مردونه گلم صدا نزنه! اما میگذره! ما هیچکدوم به خودمون اجازه ندادیم که به خاطر دوستداشتنش خواستشو ندید بگیریم!
پیـ نوشت: فدای اینیستاه نوشتنش بشم آخه^_^
این مجموعه رو وقتی هرروز میرفتم فیزیوپراپی و باید مدتها چه روی صندلی و چه روی تخت منتظر میموندم کشیدم! دکترم زود به زود سر میزد ببینه چه پیشرفتی داشتن :)) پیگیر بود اساسی! یادش به خیر گِز گِزای پامو دوس داشتم :دی
دلم میخواد دوباره شروع به اسکچ زدن کنم بعدا اگه وقت شد دیجیتالیشون کنم! فکر میکنم اینجوری فکرمم کمتر درگیر چیزایی میشه که نباید!
ببینیدشون :)